السيد علي الحسيني الميلاني

343

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

در مواردى از ولايت خويش استفاده و در امورى تصرف كند ، چنان كه إعمال ولايت و تصرف در امور از سوى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله موجب نفى سلطنت خداوند سبحان نمىگردد و حاكميت مطلق پروردگار همواره بر تمام امور محفوظ است ، همين طور اعمال ولايت از سوى اميرالمؤمنين عليه السلام در حيات شريف رسول اكرم صلى اللَّه عليه وآله موجب سلب و كاستىِ ولايت حضرتش نمىگردد ؛ زيرا ولايت پيامبر در طول ولايت خدا و ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام در طول ولايت نبى اكرم صلى اللَّه عليه وآله است و ميان دستورات خدا و حجّت‌هاى او هيچ گاه تعارضى وجود ندارد . نكتهء ديگر اين كه چون دارا بودن مقام امامت و مولويت با إعمال آن ملازمه ندارد ، بدين روى وجود موانعى در مسير إعمال ولايت ، به معناى نفى و سلب اين مقام از دارندهء آن نيست ؛ يعنى هر چند جريان حاكميت پس از رسول خدا از اعمال ولايت توسط اميرالمؤمنين مانع شد ، امّا مقام الاهى ايشان پابرجا بود . بنابراين اولًا دارا بودن حق تصرف و مولويت هيچ ملازمه‌اى با إعمال اين حق ندارد و ممكن است كسى مولويت داشته باشد ، اما به جهتى آن را اعمال نكند و يا وجود مانعى او را از حق خويش محروم سازد ؛ و ثانياً وجود چند مولا در يك زمان در صورتى كه مولويت آنان در طول هم باشد و تعارض لازم نيايد ، هيچ اشكال و منعى نخواهد داشت . انحصار ولايت در اميرالمؤمنين ، نافى امامت ساير امامان دوازده گانه از اشكال‌هايى كه در اين باره بيان شد اين بود كه اگر « إنّما » دلالت بر حصر داشته و ولايت را در خدا ، رسول خدا و اميرالمؤمنين عليهما السلام منحصر بدانيم ، در اين صورت امامتِ امامان ديگر شيعه نيز نفى خواهد شد .